...

          حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج            فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

غنچه از خواب پرید و گلی تازه بدنیا آمد,خار خندید و به گل گفت :سلام...و جوابی نشنید.

خار رنجید ولی هیچ نگفت.ساعتی چند گذشت,گل چه زیبا شده بود...دست بی رحمی امد نزدیک,گل سراسیمه ز وحشت افسرد...

لیک آن خار در ان دست خلید و گل از مرگ رهید.

صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید گل صمیمانه به او گفت :سلام...

گل اگر خار نداشت,دل اگر بی غم بود,اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود...

زندگی ,عشق,اسارت,قهر,اشتی همه بی معنا بود.

زندگی با همه وسعت خویش,محفل ساکت غم خوردن نیست...

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست...    

اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست...

زندگی جنبش و جاری شدن است...

 زندگی کوشش و راهی شدن است  ...

از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا میداند.

زندگی چون گل سرخیست پر از خار و پر از عطر لطیف,یادمان باشد اگر گل چیدیم.عطر و برگ و گل و خار همه همسایه ی دیواربه دیوار همند...                                                                                                                                                      

                                  

تصویری چشم نواز


حساب و کتاب دوستی ها...

حساب و کتاب دوستی ها...

مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و زاهدی را نیز دعوت کرده بودند.زاهد وقتی می خواست وارد شود در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضمون :

 از این درب دعوت شدگان وارد میشوند و از این درب عروس و داماد.

زاهد از درب دعوت شدگان وارد شد.در انجا نیز دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد  می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند.زاهد از درب دوم وارد شد,ناگهان خود را در کوچه دید همان جایی که وارد شده بود...!!!

این داستان حکایت زندگی ماست.کسانی که به زندگیمان دعوت می کنیم اما وقتی متوجه میشویم  که از انها چیزی عایدمان نمیشود به حال خودشان رهایشان میکنیم . روابط عاطفی ما با دوستانمان چیزی  بیشتر از الگوی حاکم بر مناسبات تجاری و اقتصادی نیست . اگر محبتی میکنیم توقع جبران داریم ....

دوستی های ما قید و شرط و تبصره دارد.حساب و کتاب دارد.اگر به هم کلاسیمان محبت می کنیم به خاطر این است که او جای  دیگر برایمان جبران کند.اگر رابطه ای سود آور نباشد آن را ادامه نمی دهیم...

چه ستمگر است آنکه  از جیبش به تو میخشد تا از قلب تو چیزی بگیرد....

شرمنده از خدا...

شرمنده از خدا...

آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را می داند.او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد.او همه ی زندگی اش را وقف نور میکند.گل آفتابگردان رو به نور میچرخد وآدمی رو به خدا...

ما همه آفتابگردانیم.اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی ,دیگر آفتابگردان نیست.

آفتابگردان کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبتی ندارد.اینها را گل آفتابگردان به من گفت ومن تماشایش می کردم که خورشید کوچکی بود در زمین که هر گلبرگش شعله ای بود و دایره ای داغ در دلش می سوخت.

آفتابگردان به من گفت : وقتی دهقان بذر آفتابگردان را می کارد,مطمئن است که او خورشید را پیدا  خواهد کرد.آفتابگردان هیچوقت چیزی را با خورشید اشتباه نمیگیرد...

اما انسان...

همه چیز را با خدا اشباه میگیرد.آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را می داند. او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد.او همه ی زندگی اش را وقف نور میکند, در نور به دنیا می اید و در نور میمیرد.

دل خوشی  آفتابگردان تنها آفتاب است.آفتابگردان با آفتاب امیخته است و انسان با خدا.بدون  آفتاب ,افتابگردان میمیرد و بدون خدا ...انسان .

او ادامه داد : روزی که آفتابگردان به  آفتاب بپیوندد ,دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی که تو به خدا برسی دیگر " تویی " نمی ماند.

من فاصله هایم را با نور پر می کنم ,تو فاصله هایت را چگونه پر میکنی ؟ آفتابگردان این را گفت  و خاموش شد.

گفت و گوی من و آفتابگردان ناتمام ماند.

 او در آفتاب غرق شده بود.جلو رفتم,بوییدمش.بوی خورشید می داد و اخرین صحبت هایش در گوشم طنین انداخته بود :

 نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب می اندازد,نام انسان آیا کسی را به یاد خدا می اندازد  ؟؟؟؟

آن وقت بود که شرمنده از خدا رو به آفتاب گریستم...

رنگ در رنگ ...

 

رنگ در رنگ ,گره در گره,نقش در نقش...

زندگی یک قالی بزرگ است.هر هزار سال یکبار فرشتگان قالی جهان را در هفت آسمان می تکانند تا گردوخاک هزار ساله اش بریزد و هربار با خود می گویند:این قالی نیست که قرار بود انسان ببافد,این فرش فاجعه است !!! با زمینه سرخ خون و حاشیه هایی کبود و نقش برجسته های نفرت...

فرشته ها گریه میکنند و قالی آدم را می تکانند و دوباره با اندوه بر زمین پهنش میکنند.

رنگ در رنگ,گره در گره,نقش در نقش...قالی بزرگی است زندگی..

.که تو میبافی و من میبافم .همه بافنده ایم.

می بافیم و رج به رج بالا میرویم.می بافیم و می گسترانیم.

دار این جهان را خدا بر پا کرد و خدا بود که فرمود " ببافید " ... و حضرت آدم(ع) نخستین گره را بر پود قالی زندگی زد و هر که آمد گره ای تازه زد,رنگی ریخت و طرحی بافت و چنین شد که قالی ادمی رنگارنگ شد.امیزه ای از زیبایی و نازیبایی.سایه روشنی از خوبی ها و بدی ها...

اما تو ای دوست من,گره تو هم تا به ابد  بر این قالی خواهد ماند,طرح و نقشت نیز و هزاران سال بعد,ادمیان بر فرشی خواهند زیست که گوشه ای از آن را تو بافته ای...تو با دستانی هنرمند و اندیشه هایی بس شگرف...

کاش گوشه ای را که سهم توست.زیباتر از آنچه باید.ببافی ...!!

خدای عاشق من...

خدای عاشق من ...

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که میخواند مرا با ان که میداند گنه کارم

اگر رخ بربتابانم

دوباره مینشیند بر سر راهم

دلم را می رباید باطنین گرم و زیبایش

که در قاموس پاک کبریایی قهر نازیباست.

چه زیبا عاشقی را دوست می دارم.

دلم گرم است میدانم,

که میداند...

بدون لطف او تنهای تنهایم.

اگر گم کرده ام من راه و رسم زندگی

اما...

دلم گرم است میدانم

خدای من, خدای خوب من, میداند...

...که سائل را نباید دست خالی راند

دلم گرم خداوندی است,

که با دستان من گندم برای یاکریم خانه می ریزد,

وبا دستان مادر کاسه ابی را برای قمری تشنه...

دلم گرم خداوند کریم و خالق نوری است ,

که گر لایق بداند

روشنی بخشد به کرم کوچکی با نور,

دلم گرم خداوند صبور وخالق صبریست

که شبها می نشیند در کنارم

تاکه بیند میرسد آن شب

که گویم ...

                   عاشقش هستم...!!!

همایش بزرگ نجوم با همکاری موسسه آسمان شب کویر یزد وانجمن نجوم آسمان شب کانون شهید کشاورزی


   ۰۶:۴۰

همایش بزرگ نجوم


همایش بزرگ نجوم با حضور بیش از 250نفر از فرهنگیان و دانش آموزان شهرستان برگزار گردید

با حضور جمعی از فرهنگیان و دانش آموزاان مقطع متوسطه شهرستان به مناسبت گرامیداشت  سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در دهه فجر انقلاب اسلامی همایش بزرگ علم نجوم درکانون تربیتی شهید کشاورزی شهرستان برگزار گردید 

در این همایش که مزین به حضور مسئولین شهرستان، مدیریت آموزش و پرورش ،معاونین مدیریت و کارشناس مسئول آموزش متوسطه همراه بود استادان علم نجوم از مرکز علوم و تحقیقات نجومی استان به ارائه دانسته های خود پیرامون علوم فضایی، علم نجوم در قرآن و احادیث و دستاوردهای بشری در مورد علوم فضایی پرداختند .

.در ادامه این همایش مدعوین ضمن رصد نمودن ستارگان با تلسکوپ های موجود در کانون فرهنگی شهید کشاورزی شهرستان بیشتر پی به عظمت خداوند متعال بردندو به صورت عملی با مباحث تدریس شده در کلاس نجوم آشنا گردیدند

.




رخدادهای نجومی سال 1391

















ادامه نوشته

وصیت زیبای آلبرت انیشتین

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند . چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. aهر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود. آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند . اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید. اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند.
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد

سنگ هايي كه خود به خود حركت مي كنند




سنگهایی که خود بخود حرکت می کنند + عکس
سنگ های دره مرگ در ایالات متحده آمریکا خودبخود و بدون دخالت عامل انسانی یا غیر انسانی به طور مرموزی حرکت می کنند. عامل این حرکت اسرارآمیز پدیده های ژئولوژیکی است که هنوز برای دانشمندان شناخته شده نیست...
 
 
جهان عجیب :سنگ های دره مرگ در ایالات متحده آمریکا خودبخود و بدون دخالت عامل انسانی یا غیر انسانی به طور مرموزی حرکت می کنند. عامل این حرکت اسرارآمیز پدیده های ژئولوژیکی است که هنوز برای دانشمندان شناخته شده نیست.
 
باور كردنی نیست، ولی حقیقت دارد. "سنگ‌های‌رونده"، دره مرگ پدیده‌ای با شکوه‌ هستند. آنها می‌توانند در كنار هم بصورت موازی و یا مخالف جهت هم حركت كنند. در واقع اینجا منطقه پیاده روی سنگ‌ها است.

پارك ملی دره‌ مرگ یكی از 5 منطقه دیدنی و پر طرفدار در جهان است كه در كالیفرنیا واقع است. در این پارك منطقه‌ی‌ ‌ریس‌ترك پلایا در پای کوه‌های پانامینت واقع شده است.
 
با این وجود، این منطقه به خاطر صحنه‌ها و مناظر زیبایش معروف و پر طرفدار نیست. بلكه، آنچه كه این منطقه را از دیگر مناطق متمایز و خاص كرده است، سنگ‌های رونده آن است كه به نام‌های‌دیگری ‌مانند "صخره‌های‌‌رونده" یا "سنگ‌های سرگردان" هم معروف است.
 
این امر یك پدیده جغرافیایی كاملا طبیعی است. این سنگ‌های اسرار‌آمیز در سرتاسر كف دریاچه خشك، به‌آرامی ‌از سمتی به سمت دیگر حركت می‌كنند. خط سیر و ردی كه ازخود به‌جا می گذارند، اثبات این حركت و جابجایی است.
 
تحقیقات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است. با این وجود هنوز هیچ دلیل منطقی و علمی برای این پدیده طبیعی بدست نیامده‌است. هیج محرك انسانی یا حیوانی در این حركت و جابجایی دخالت ندارد.

عده‌ای‌از جغرافی‌دانان گفته‌اند كه‌سنگ‌ها توسط بادهای قوی، زمانیكه بارش سنگین باران، زمین خشك و گلی را صاف و لغزنده كرده است، حركت و جابجا‌ می شوند‌. مانند یك تكه یخ در زمین لیز و صاف.
عده‌ای دیگر این فرضیه را رد كردند. چرا كه بر اساس مشاهدات‌، سنگ‌ها در زمان تابستان وقتی درجه حرارت هوا بسیار بالا است، حركت می‌كنند. حتی سنگ‌ها در این زمان كاملا خشك هستند.
همچنین تحقیقات نشان داده است كه این سنگ‌ها هر 2 یا 3 سال یك بار حركت می كنند. و خط سیرشان به اندازه‌ای ‌عمیق است كه مدت 3 تا 4 سال اثرش بر روی زمین خشك و ناهموار باقی‌ می‌ماند.
 

آنها ‌خط سیر متفاوتی دارند. یكی مستقیم، دیگری موجی شكل، بعضی‌ها هم خط سیر طولانی‌تری در مقایسه با بقیه دارند. خط سیری كه نشان از حركت آن در سالیان متمادی بین 2 تا 5 سال است.
 
 

هیچكس تا كنون حركت‌آنها را به‌چشم ندیده است. حتی سرعت حركت آنها هنوز مشخص نشده است. رمز ‌و‌ راز‌های این پدیده باشكوه ذهن انسان را سالها به چالش ‌كشانده است. چالشی كه شاید هرگز تمامی نداشته باشد.




--

عكس هايي زيبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

عکس های بسیار زیبا از فضا

سفری به اسمان....

 بنام خداوندی که آسمان را با ستون های نامریی استوار ساخت...


 سلام . وقتتون بخیر .

ممنونم از اینکه به این وبلاگ سرزدین .

 توی این وبلاگ تصمیم دارم یک سری توضیحات درباره آسمون وستاره هاش بهتون بدم . راستش خودم چند وقتیه توی کلاس نجوم کانون شهید کشاورزی  شرکت میکنم .

خییییییلی هیجان انگیزه .

 بخاطر همین تصمیم گرفتم بعضی از این مطالب جالب رو بعلاوه ی اتفاقاتی که توی کلاس میفته واستون بنویسم .

 کلاس ما هفته ای یه باره که تقریبا  ۲یا۳  هفته یه بار واسه رصد میریم بیرون شهر . امروز پنجشنبه 18 ابان ماه91  انجمن برنامه رصد ويك كارگاه آموزشي داشت . عصر ساعت   16 كارگاه اموزشي با حضور آقايان بهرامي وشابندري مدرسين نجوم تشكيل شد كه در اين كارگاه مطالب بسيار جالب و كاربردي درمورد  اسمان ونجوم وسفرهاي فضايي یاد گرفتيم . بعد از اين دوره ساعت 18:30  بعد از اقامه نماز براي رصد آسمان به طرف  كالمندكوه براه افتاديم . جاتون خالی خیلی خوش گذشت.حدودا  ۲۰ نفر بودیم كه به همراه اقای همتی وپویا راهی شدیم بعد از اسکان شام خوردیم و رصد رو  شروع کردیم به چند تا کهکشان وستاره سر زديم که بعد از اون یه گروه دیگه واسه رصد اومدن که خیلی بیشتر از ما تجربه داشتن . تقریبا ۵ سالی بود که کار رصد میکردن

 .بگذریم ... 

 خلاصه اینکه بعد از کلی رصد حدود ساعت۱۰ برگشتیم .

 امیدوارم تا اینجا زیاد خسته نشده باشین .

 اصلن بذارین یه چن تا عکس از اون  شب  واستون بیارم. امیدوارم خوشتون بیاد.














دانستنی های جالب نجومی...

 نمیدونم میدونین یا نه...

که خورشید نزدیکترین ستاره به ماست.هرکدوم از نقاط نورانی که توی آسمون سوسو میزنه کره ای سوزان مث خورشیده.که فقط بخاطر دوری زیاد اینچنین کم نور به نظر میرسه.ممکنه باور کردن این موضوع براتون کمی سخت باشه که خورشید ما فقط یه ستاره معمولی بین میلیاردها ستاره کهکشانه.جالبه بدونین که نور خورشید ۸دقیقه طول میکشه تا به ما برسه. تنها دلیل این فاصله زمانی هم فاصله ی بسیار زیادیه که از ما داره حدود۱۵۰۰۰۰۰۰۰کیلومتر.

 میدونم نمیدونین که...

قدر مطلق ستاره یعنی چی. وقتی به ستاره ها نگاه میکنیم بارزترین اختلاف اونا رو توی درخشندگیشون میبینیم.بر همین اساس به هر ستاره ای عددی تعلق میگیره که بیانگر قدر مطلق اونه که هرچی این عدد منفی تر باشه ستاره پرنورتره.

قدرمطلق خورشید ۸/۴+ هست.یه چیز خیلی جالب اینه که توی کهکشان ما ستاره دجاجه درخشانترین ستاره شناخته شده  ست.قدرمطلق این ستاره حدود 10 - هست یعنی بیش از800هزار برابر خورشید درخشندگی داره !!!!!!!  فک ککککککککککککککککن جالبه ها...

 میدونم نمیدونین که...

خوشه های ستاره ای چی هستن.همه ی ستاره های کهکشان مث خورشید که تک و تنها نیستن.بعضی از اونا مجموعه های دو تایی یا چن تایی و بسیاری مجموعه های بزرگتری رو بنام خوشه های ستاره ای تشکیل میدن.

خوشه های ستاره ای به دو گروه تقسیم میشن:

۱-خوشه های باز که کهکشانی هم میگن. 

2-خوشه های کروی.

هر خوشه ی کروی بزرگ ممکنه چن صد هزار ستاره داشته باشه اما خوشه های باز معمولا بیش از چن صد ستاره ندارن و از نظر اندازه از خوشه های کروی کوچیکترن.

ستاره ها توی خوشه های کروی به هم نزدیکترن.

معمولا تراکم ستاره ها توی مرکز خوشه های کروی اونقد زیاده که حتی با تلسکوپ های بزرگ هم براحتی از هم تفکیک نمیشن.اما ستاره های خوشه های باز حتی با تلسکوپ های کوچیکم قابل تفکیکن.

درخشانترین ستاره های  خوشه های کروی سرخ رنگ  و درخشانترین ستاره های خوشه های باز آبی رنگن.

توی کهکشان ماتا حالا بیش از چن هزار خوشه باز شناسایی شده اما در مقابل تعداد خوشه های کروی شناخته شده به 200تا نمیرسه.

چن تا از خوشه های باز رو میشه با چشم غیر مسلح هم دید.معروفترین اونا خوشه پروینه که 6یا7تا از ستاره های اون براحتی قابل مشاهده هستن.

 مطمئنم نمیدونین که...

چرا ماه نزدیکای افق بزرگتر به نظر میرسه.واقعیت اینه که ماه نزدیک افق نسبت به موقعی که ارتفاع زیادی توی آسمون داره بزرگتر نیس.اما به دلایل ناشناخته ای به نظر میرسه که ماه بزرگتره.احتمالا این مساله ناشی از خطای چشمه.بعضیا درباره ش میگن که نزدیک افق چشم ما ماه رو با مناظر زمینی مث درختا وخونه هاو...مقایسه میکنه.اما وقتی ماه از افق فاصله میگیره این مناظر واسه مقایسه وجود ندارن.بخاطر همین ماه نزدیکای افق بزرگتره.....

خدایی اینو میدونستین ؟؟؟؟  نمیدونستین دیگه....

 

... امیدوارم خوشتون اومده باشه...

لبخند آسمان...

 

تصویری از لبخند اسمان...


این شرایط جوی عجیب به ندرت در خارج از قطبهای شمال و جنوب دیده می شود و در این

 مورد نیز، لبخند آسمان تنها به مدت چند دقیقه در منچسترشایر مشاهده شد. این عتیقه

 فروش اظهار داشت: “من تازه ناهارم را تمام کرده بودم و از رستوران خارج شده بودم که در

آسمان این رنگین کمان وارونه را دیدم. واقعا شگفت انگیز بود. من هرگز مشابه آن را ندیده

بودم.” این پدیده تنها زمانی دیده می شود که نور در یک زاویه خاص در ارتفاع ۲۰ هزار تا ۲۵

 هزار پایی از میان ابرها عبور کند. در این ارتفاع ابرها لایه نازکی از بلورهای یخ را می سازند

. براساس گزارش دیلی میل، به گفته هواشناسان، زمانی که ابرها در ارتفاعات بالا به صورت

 محدب در مقابل آفتاب قرار گیرند و ذرات یخ در جهت راست یک خط را بسازند نور را منکسر

می کنند و رنگین کاین شرایط جوی عجیب به ندرت در خارج از قطبهای شمال و جنوب دیده

 می شود و در این مورد نیز، لبخند آسمان تنها به مدت چند دقیقه در منچسترشایر مشاهده

 شد. این عتیقه فروش اظهار داشت: “من تازه ناهارم را تمام کرده بودم و از رستوران خارج

 شده بودم که در آسمان این رنگین کمان وارونه را دیدم. واقعا شگفت انگیز بود. من هرگز

مشابه آن را ندیده بودم.” این پدیده تنها زمانی دیده می شود که نور در یک زاویه خاص در

ارتفاع ۲۰ هزار تا ۲۵ هزار پایی از میان ابرها عبور کند. در این ارتفاع ابرها لایه نازکی از بلورهای

 یخ را می سازند. براساس گزارش دیلی میل، به گفته هواشناسان، زمانی که ابرها د

ر ارتفاعات بالا به صورت محدب در مقابل آفتاب قرار گیرند و ذرات یخ در جهت راست یک خط را

 بسازند نور را منکسر می کنند و رنگین کمان وارونه را تشکیل می دهند.


تسلایم بده من تشنهء یک جرعه ایثارم

تسلایم بده وقتی من از خویش بیزارم

در این بیهودگی تاثیر خواب هر کسی ،من باش

تسلایم بده حالا که من تنها تو را دارم 

دلم یک آسمان شوق است و پرواز است

نگاه تو دلیل خوب پرواز است

نگاهم کن ،صدایم کن به نام عشق

که این زیباترین پاداش آواز است

کدام از ما به رازعشق پی بردیم

کدام از ما برای عشق می مردیم

تو ای تنها تکرار بی پایان شب در چشم

کدام از ما به چشمانت قسم خوردیم

به چشمانت قسم ای آخرین خورشید

 از این دنیای تکراری دلم پوسید

میان هق هق گريه تواي آرامش آرام 

تسلايم بده با واژه هاي روشن اميد